تبلیغات
استان خوزستان - استان خوزستان (بختیاری ها)

بختیاری ها:

جامعه كنونی ایران از سه گروه قومی ، یعنی آریایی ، سامی (اعراب ،یهودیان و آشوریان) و ترك – مغول تشكیل شده است كه در این میان گروه اول حایز اكثریت است.هر یك از این سه گروه به اقوامی چند تقسیم می شوند.

لرها یكی از بزرگترین گروه های آریایی هستند كه نزدیك به سه هزار سال پیش همانند دیگر آریاییان از آسیا ی میانه به ایران آمدند. این قوم در طول تاریخ پر فراز و نشیب كشور همیشه نقش مهمی را بازی كرده است. در مقابل اسكندر مقدونی ، مغول، تیمور لنگ ، عثمانی ها و دیگر دشمنان این سرزمین مردانه جنگیده و در دفاع از این آب و خاك تا پای جان ایستادگی كرده اند.

قوم لُر از شعبه های متعددی چون بختیاری ، لُرهای لرستان ،كهگیلویه و بویر احمد، ممسنی ، لك ها ،... تشكیل شده است . آن ها در استان هایی هم چون خوزستان ، لرستان ، همدان ، كرمانشاه ، ایلام ، اصفهان ، چهارمحال و بختیاری و برخی استان های دیگر پراكنده اند.

تا پیش از قرن چهارم هجری قمری ظاهراً مناطق لُر نشین را روی هم رفته لرستان می نامیدند. بدون آن كه مرزها ی آن به طور دقیق مشخص شده باشد. اما بعداً این سرزمین به دو منطقه (لُر كوچك) و (لُر بزرگ)تقسیم گردید كه چگونگی اساس این تقسیم بندی دقیقاًمشخص نشده است.

برخی از مورخان سده ی هشتم قمری نوشته اند، لرستان در سال 300 ه.ق در دست دو برادر به نام های منصور و بَدَر قرار گرفت كه در این میان نیمی در اختیار برادر كوچك تر ، یعنی منصور قرار داشت و به همین جهت آن منطقه را لُر كوچك نامیدندونیمی دیگر نیز برادر بزرگتر كه بَدَرنام داشت اداره می شد و از این رو لُر بزرگ نام گرفت. لُر بزرگ شامل بختیاری و بویر احمد- كهگیلویه بود و لُر كوچك استان های لرستان و ایلام را در بر می گرفت.

معین الدوله نطنزی در باره ی این تقسیم بندی می نویسد : بدان كه ولایت لرستان به غایت وسیع و عریض افتاده و آن را به دو قسم منقسم كرده اند : یكی را (لُر بزرگ) و دوم (لُر كوچك) می خوانند و این لقب به واسطه آن یافتند كه به تاریخ سنه ی ثلاثمایه ، دو برادر حاكم این دو قسم شدند. قسم اول را به نام برادر بزرگ تر و قسم دوم را به نام برادر كوچك باز خواندند و احشام هر دو قسم از آن روز جدا كرده اند.

البته با این كه واژه ی لُر و لُرستان برای اولین بار در نوشته های بعضی ازمورخین و جغرافی نگاران قرن چهارم هجری قمری و بعد از آن اغلب به صورت الّریه ،لاریه، بلاداللورو لوریه ضبط شده است ، با این حال مورخان و جغرافیانویسان پیش از سده ی هشتم هجری قمری از تقسیم اراضی لُركوچك و لُر بزرگ سخنی به میان نیاورده اند و مورخین چون معین الدوله نطنزی و دیگران نیز منبع یا منابع مورد استفاده نامی نبرده اند.

بنابراین علت و چگونگی تقسیم لرستان به دومنطقه لُر كوچك (بخش باختری ) و لُر بزرگ (بخش خاوری) نیاز به یك پژوهش عمیق و مفصل دارد.

و اما لُر بزرگ (منطقه خاوری) در زمان صفویه به بختیاری موسوم گردید و كهگیلویه – بویر احمد از آن مجزا شد.*

تا پیش از صفویه منطقه ای به نام بختیاری وجود نداشته است. واژه بختیاری برای اولین بار در تاریخ گزیده- در سال 730 ه- .ق به نام مختاری – ذكر شده است. با این حال چون این واژه در بعضی از نسخه ها به صورت (مختاری) نوشته شده ، نمی توان در باره ی قدمت واژه بختیاری با قطعیت سخن گفت. به هر حال واژه بختیاری در زمان دصفویه هم به صورت نام یك ایل و هم به عنوان یك منطقه سیاسی نام برده شده است.

اصولاً از چگونگی وجه تسمیه و اطلاق این نام بر بخش بزرگی از سرزمین لُر بزرگ اطلاع دقیقی در دست نیست . برخی بر آنند كه واژه بختیاری از دو جزء (بخت) و (یاری) تشكیل شده و سبب این امر آن است كه چون این قوم در یكی از جنگ های زمان شاه اسماعیل صفوی به یاری او شتافتند و دشمن را از میان برداشتند ، پادشاه صفوی از این اقدام خشنود گردیده و گفت امروز (بخت یار من گشت) از این رو از آن زمان به بعد ایل مزبور به بختیاری موسوم گردید.

سرزمین لُر بزرگ همانند دیگر نقاط ایران تا قرن سوم هجری قمری زیر نظر خلفا اداره می شد، اما در قرون چهارم هجری قمری وضع به تدریج دگرگون شد و در گوشه و كنار مردم قیام كردند و خود را از سلطه ی اعراب رها نیدند.

سر انجام دیالمه آل بویه(447-320 ه.ق) توانستند مناطق جنوبی از جمله لُر بزرگ را تحت حكومت خود در آورند.

لرستان خاوری (لُر بزرگ) در قرن پنجم هجری قمری مورد تاخت و تاز تركان سلجوقی قرار گرفت و در نتیجه بساط حكم فرمایی دیلمیان در این منطقه بر چیده شد. در نیمه اول سده ی ششم هجری قمری گروهی از تركمانان علیه سلجوقیان شوریدند و در منطقه كهگیلویه مستقر شدند.

سرانجام سلجوقیان توسط اتابكان لُر بزرگ از آن دیار رانده شدند.بانی اتایكان لُر بزرگ، ابو طاهر فرزند محمد از كُردان مهاجر بود كه در سال 500 ه-ق از جبل السماق شام (سوریه) به سرزمین لُر بزرگ مهاجرت كردند و در سال 550 ه-ق سلسله اتابكان را تاسیس و تا سال 827 ه-ق حكمرانی كردند. پایتخت آنها در ایذه (مالمیر= مال امیر ) بود.سرزمین لُر بزرگ در زمان اتابكان استان های چهارمحال و بختیاری ، كهگیلویه و بویر احمد و نواحی وسیعی از خوزستان را شامل می شد.

پس از سقوط اتابكان زنجیره ی امور از هم گسیخته شد و از آن پس سلسله ی نیرومندی همانند اتابكان كه توانایی حراست از مرزهای این سرزمین وسیع را داشته باشد در این دیار پا نگرفت . از این رو مرزهای لُر بزرگ دگركون و به تدریج از محدوده ی آن كاسته شد، چنان كه سرانجام در روزگار صفویان این سرزمین به دو منطقه بختیاری و كهگیلویه تقسیم گردید.

در اواخر دوره صفویه مجدداً بعضی از سران ایل بختیاری به تدریج قدرتمند شدند تا آن جایی كه به هنگام زوال دودمان افشار ، یكی از سران این ایل به نام علی مردان خان از شعبه ی چها رلنگ مدعی تاج و تخت شد، اما سرانجام جان خود را در این راه از دست داد.

ظاهراً مرزهای بختیاری در زمان افشاریه و زندیه به همان وضع سابق باقی ماندند اما در اوایل حكومت قاجاریه محدو ده ی سرزمین بختیاری گسترش یافت.

محمد تقی خان چهارلنگ از تیره كنورسی و یكی از اعقاب علی مردان خان بختیاری سال 1249 ه-ق از فرمان فتحعلی شاه سر پیچی كرد، ولی محمد شاه با ایجاد نفاق در بین بختیاری ها توانست یكی ازرقبای قاجار را از میان بر دارد.

در زمان ناصرالدین شاه یكی از سران دوركی – از شعبه ی هفت لنگ – به نام حسین قلی خان به ایلخانی ملقب گردید و به عنوان رهبر ایل بختیاری و هم به صورت نماینده رسمی دولت نفوذ قابل توجهی به دست آورد و یكاز برجسته ترین رهبران بختیاری شد.

حسین قلی خان به تدریج تمام منطقه چهار محال را كه در زمان صفویه و یا احتمالاً قدری پیش تر از آن سرزمین لُر بزرگ مجزا گردیده بود مجدداً ضمیمه كرد و مرزهای آن را گسترش داد.

حسین قلی خان با برخورداری از بنیه قوی مالی و نیروی جنگی ایل بختیاری ، به عنوان یك سردار قدرتمند پا به میدان سیاست گذاشت ، اما دیری نپایید كه گسترش نفوذ و قدرت این سردار بختیاری سبب بد بینی و كینه توزی سرد مداران قاجار كه خود را وارث تاج و تخت می دانستند و نسبت به لُر ها دشمنی دیرینه ای داشتند ، گردید.

سر انجام حسین قلی خان در ماه رجب سال 1299 ه-ق به دستور ظل السلطان فرزند ناصرالدین شاه به قتل رسید و یكی از سرداران ایل بختیاری قربانی قدرت طلبی قاجار شد.

قتل حسین خان ایلخانی یكی از حوادث ناگوار تاریخ بختیاری بود، اما با این حال این واقعه نه تنها از قدرت بختیاری ها نكاست بلكه آن ها را وادار ساخت كه به موقع ضربه مهلكی بر پیكر قاجار وارد سازند . چنان كه به هنگام جنبش مشروطیت ، بختیاری ها نهایت همكاری را با دیگر آزادی خواهان به عمل آوردهه و ضمن فتح تهران به استبداد قاجاریه خاتمه دادند و بالاخره كودتای سال 1299ه.ق به حكومت آن ها پایان داد.

دسیسه های قاجاریه منجر به ناتوانی بختیاری ها نشد ، بلكه اتحادیه ایلی بختیاری در زمان حكمرانی دهمین سلسله تشكیل و این امر سبب گردید كه این قوم به صورت نیرویی ورزیده و قدرتمند در صحنه سیاست مملكت ظاهر شود.

كودتای سال 1299 ه.ق منجر به بركناری سلسله قاجاریه و روی كار آمدن رضا خان شد. روی كار آمدن دودمان پهلوی در ایران ف بختیاری ها را با وضعیت بی سابقه ای روبرو ساخت، به طوری كه سرانجام منجر ه تضعیف نظام ایلی ، از دست دادن نقشی سیاسی در سطح مملكت و بالاخره متلاشی شدن تشكیلات قبیله ای آن ها گردید.

رضا خان در اوایل زمامداری خود سیاست نسبتاً ملایمی در قبال بختیاری ها اتخاذ كرد كه این امر احتمالاً ناشی از بیم وی از توان رزمی آنها بود. سیاست كلی او بر اساس تشدید تفرقه در بین ایل بختیاری و به كار گرفتن نفوذ برخی از آنها در جهت بر آوردن مقاصد خود بود.چنان كه وی جعفر قلی خان سردار ایعد را به عنوان وزیر جنگ برگزیده و او را تا سال 1312 ش در این سمت نگه داشت ، اما وی پس از این كه به مقاصد خویش نایل آمد و از جمله توانست قیام بختیاری ها را در سال 1308 ش سركوب كند ، به قلع و قمع سران ایل پرداخت و در سال 1312 ش جعفر قلی خان سردار اسعد را با چند نفر دیگر از سران بختیاری اعدام كرد و دیگر رهبران را نیز زندانی یا خانه نشین ساخت.

طبق گفته ی (دیگار) از چهل خان بختیاری كه بنا بر دعوتی به تهران رفته بودند فقط دوازده نفر مراجعت نمود.

و اما سرانجام با لغو ایلخانی گری و ایل بیگی ، فرمان روایانی از طرف دولت مركزی به منطقه بختیاری اعزام می شد كه این امر پدیده ای در تاریخ بختیاری به شمار می آید.

پس از شعله ور شدن جنگ جهانی دوم و تبعید رضا شاه ، بار دیگر بختیاری ها ابتكار عمل را در محدوده ی جغرافیایی خود به دست گرفتند ، اما این وضع دیری نپایید ، زیرا نیرو مند شدن ارتش ، بویژه پس از كودتای سال 1332 ش ، دولت مركزی به تدریج بر منطقه بختیاری و دیگر مناطق ایران كاملاً تسلط یافت و بالاخره پس از اجرای اصلاحات ارضی نفوذ سران بختیاری در منطقه پایان یافت و به لحاظ پاره ای مسائل سیاسی ، محدو ده ی جغرافیایی ایل بختیاری توسط دولت تجزیه شد. البته هرگز نمی توان تمامی اقدامات انجام شده را در جهت كنترل قوم بختیاری نفی كرد، زیرا به منظور وحدت و یكپارچه نمودن سرزمین ایران ، ساماندهی ایلات و عشایر بسیار لازم و امری حیاتی بود.

 

مراسم و ازدواج در بین بختیاری ها:

در گذشته مانند سایر اقوام عشایری ایران در بین طوایف بختیاری نیز ازدواج ها معمولاً به خاطر حفظ و تداوم نسل طایفه ، تقویت پایگاه های اجتماعی ، حفظ اصالت خانوادگی ،... به صورت بسته و درون خانوادگی – بین پسر عمو ها و دختر عمو ها ، پسر دایی ها و دختر دایی ها ، ... صورت می پذیرفت و حتی هنگام تولد نوزاد دختر ، با بریدن بند ناف او ، وی را به نام یكی از پسران خویشاوند نام گذاری می كردند و گاهی اوقات خواستگاری از دختر غریب توهین به خانواده های دختر دار محسوب می شد و چنین عملی نوعی سنت محسوب می گردید.

حتی در میان ایل جهت ازدواج فاصله های طبقاتی نیز رعایت می شد و به ندرت دیده می شد كه فرزند یكی از خوانین همسر خود را از مین رعایا انتخاب كند . البته گاهی اوقات به خاطر جذب حمایت سیاسی – اجتماعی سایر طبقات امكان داشت انتخاب همسر از میان طبقات پایین تر صورت پذیر ولی انتخاب معمولاً همسر دوم بود، نه همسر اول، البته امروزه به خاطر شكسته شدن ساختارهای ایلی ، ارزش های گذشته نیز در خصوص ازدواج بسیار كم رنگ شده است.

مراحل ازدواج :

در ایل بختیاری هنگام خواستگاری و عروسی مراحلی وجود داشت كه در پی به آن ها اشاره خواهد شد. البته برخی از این مراحل هنوز در بین عشایر اجرا می گردد.

زون گشودن (زبان گشودن) :

زون گشودن در واقع تقدیم هدیه ای ازقبیل اسب یا تفنگ به خانواده دختر بود تا آمادگی و رضایت خود را جهت صحبت كردن پیرامون خواستگاری اعلام دارند . هدیه مورد نظر معمولاً پس از ازدواج به دختر اهدا می شد.

بِلْكهِبندون :

پس از توافق اولیه میان خانواده ی پسر و دختر نشانه ای تحت عنوان (بِلْكهِ) تقدیم عروس می شد. امروزه حلقه ی نامزدی جایگزین بِلْكهِ شده است.

دست بوسون (دست بوسیدن):

پس از این كه خانواده ی پسر اجازه صحبت كردن در خصوص خواستگاری را از خانواده ی دختر دریافت می كرد، با هماهنگی قبلی ، همراه بزرگان و عده ای از افراد فامیل وارد خانه ی عروس می شدند و در باره ی تعیین شیر بها و مهریه به گفت و گو می پرداختند .

گاهی اوقات بحث و گفت و گو در این خصوص ساعت ها به طول می انجامید و طرفین با سر سختی روی نظر خود پافشاری می كردند.

شیر بها معمولاً شامل چند راس گوسفند ، گاو، اسب،... می شد و مهریه شامل پول نقد ، ملك و یا زمین كشاورزی می گردید . از فامیل نزدیك كمتر از افراد غیر فامیل شیر بها دریافت می گردید. پس از انجام مقدمات مزبور داماد دست پدر عروس را می بوسید و به همین منظور این مرحله را (دست بوسیدن) می گفتند.

البته امروزه در بین اكثر خانواده های بختیاری ، بخصوص خانواده های شهر نشین شیر بها دریافت نمی گردد ولی مهریه نسبت به گذشته فوق العاده افزایش یافته و معمولاً بر اساس سكه طلای بهار آزادی تعیین می گردد.

اُوزی :

یكی از سنت های حسنه ای كه داماد را كمك می كرد تا در ابتدای زندگی با مشكلات مالی مواجه نگردد ، رسم دریافت (اُوزی ) بود ، به طوری كه داماد برای تهیه هزینه مراسم عروسی در میان فامیل حضور پیدا می كرد و از آن ها طلب كمك می نمود و آن ها نیز به فراخور توان مالی خود هدایایی نقدی و یا جنسی در اختیار او می گذاشتند . البته امروزه این رسم وجود نداردو معمولاً هنگام عروسی و یا بعد از آن توسط مدعوین و به ویژه افراد نزدیك به داماد و عروس هدایایی داده می شود. در گذشته كسانی كه به عروس هدیه می دادند و در عوض نیز عروس به عنوان تشكر جوراب یا دستمالی به آن ها می داد.

اجرای مراسم عروسی:

در عشایر بختیاری هنگام عروسی در طول چند روز مشول جشن و شادی می شدند. در این ایام موسیقی محلی كَرنا و دُهُل بر پا بود و با سوار كاری ، تیر اندازی و رقص چوب بازی توسط مردان و خواندن دِوالالی (نوعی سرود محلی) توسط زنان و هم چنین رقص دستمال بازی توسط زنان و مردان ، عروسی ادامه پیدا می كرد.

در رقص دستمال بازی نیز مردان و زنان در یك صف دایره ای شكل قرار گرفته و با دستمال های رنگارنگ و تكان دادن دست و پا و جلو و عقب رفتن و با یك همبستگی خاص به رقص می پردازند.

بعد از انجام مراسم عروسی و هنگام انتقال عروس به خانه داماد، كمر عروس به وسیله پارچه ای سبز رنگ توسط برادر و یا نزدیك ترین فرد به او بسته می شد و فردی كه اقدام به این كار می كرد هدیه ای از طرف داماد دریافت می نمود و هنگام حركت برای پوشاندن صورت عروس یك روسری بر روی سر او می انداختند كه آن را (سر انداز) یا (ری بُرقه) می گفتند. در بین راه و در رفتن به خانه داماد ، وی (داماد) در حالی كه بر اسبی تیز رو و چابك سوار می شد، باید روسری (ری بُرقه) عروس را ربوده و با تاخت فرار می كرد و بقیه سوار كاران همراه ، اورا تعقیب نمایند و روسری را از روی وی بگیرند . چنان چه فردی موفق به این كار می شد ، مجدداً سایرین وی را دنبال می كردند و همین وضعیت ادامه داشت تا به خانه داماد می رسیدند . هم چنین هنگام حركت عروس پسر بچه خردسالی را به این منظور كه فرزند اول او پسر باشد بر ترك اسب او می نشاندند و همین طور چنان چه در مسیر حركت به طرف خانه ی داماد گله گوسفندی وجود داشت ، چوپان قوچ گله را در جلوی عروس قرار می داد و اعتقد بر این بود كه با این كار رزند اول عروس پسر خواهد شد. در مقابل این كار ،چوپان هدیه ای از داماد دریافت می كرد.

گِرزَنُون :

عروس پس از حضور در جلوی درب خانه ی داماد توقف می كرد و تا زمانی كه هدیه ای از طرف داماد و یا پدروی دریافت نمی كرد وارد خانه نمی شد. این عمل را گِرزنَون (توقف كردن ) می نامیدند.

دُرعون (حجله):

همراه عروس زنی از بستگان نزدیك وی مانند خاله یا عمه به عنوان محرم راز به خانه ی داماد می آمد و پس از این كه عروس وارد حجله می شد، زن مزبور در پشت در حجله باقی می ماند تا شاهد پاك دامنی عروس باشد.

ری گُشون(ری:صورت-چهره):

اگر بعد از شب زفاف كسی برای عرض تبریك به عروس و داماد در خانه آن ها حضور پیدا می كرد ، معمولاً به خاطر حُجب و حیایی كه عروس دارد از نگاه كردن به آن ها خود داری می كرد. هدایایی كه در این مرحله از طرف فامیل به عروس داده می شد تحت عنوان (ری گشون) نامیده می شد.

پردِگونی:

در این مرحله بعد از سه روز، غذایی توسط مادر ، خاله و یا عروس تهیهو همراه برخی از زنان فامیل برای عروس برده می شد.

پاگشودن:

پس از یك ماه عروس برای دیدار مجدد به خانه پدر باز می گشت كه تحت عنوان (پاگشودن) و به معنی پاگشودن یا بازگشت و پا گذاشتن مجدد به خانه ی پدر بود و پدر عروس نیز هدیه ای تحت عنوان به دخترش می داد.

ضمناً برخی ازدواج های اجباری نیز كه یا ناشی از حفظ ارزش های ایلی و یا قرار دادهای اجتماعی بود در میان ایل بختیاری وجود داشت كه در زیر به چند مورد از آن ها اشاره می شود.

ازدواج ناف برون:

هر گاه پسر و دختری از دو خانواده فامیل در زمانی نزدیك به هم تولد می شدند،اولیای آن ها بند ناف نوزاد دختر را به نام پسر می بریدند . هدف از این كار این بود كه آن ها در آینده با هم ازدواج كنند. در واقع سر نوشت آینده آن ها بدون در نظر گرفتن و دخالت خودشان تعیین می شد. معمولاً در همچونن مواقعی پسر و دختر پس از رسیدن به سن بلوغ جرات خود داری از عدم انجام تصمیمی كه سال ها قبل برای آن ها گرفته شده بود ، نداشتند و ناخواسته تن به ازدواجی اجباری و معمولاً ناموفق می دادند.

ازدواج خون بس:

در گذشته در ساختار عشیره ای ایلات معمولاً همواره برخی نزاع های محلی و در گیری های خونین وجود داشت. در ایل بختیاری چنان كه این درگیری ها منجر به قتل می شد، یكی از راه های جلوگیری و انتقام جویی نوعی ازدواج تحت عنوان (خون بس) بودو به طوری كه دختر یكی از بستگان نزدیك فرد قاتل را به عقد و ازدواج پسر یا شخصی از خانواده مقتول در می آورند تا شاهد بدین وسیله از ادامه جنگ و خون ریزی جلوگیری شود.با توجه به این كه در همچون ازدواجی دختر مورد نظر به عنوان خون بها آورده شده بود ، وی همواره مورد اذیت و آزار خانواده ی شوهر واقع می شدو این نوع ازدواج موجب پیدایش ضرب المثلی تحت عنوان (مگر به جای خون آورده شده است.) گردیده بود.

ازدواج گا به گا (گل به گل):

ازدواج گا به گا معمولاً بین دو خانواده كه با یك دیگر ارتباط نزدیكی داشتند و دارای دختر و پسر بودند ، صورت می پذیرفت . به این طریق كه هر خانواده دختر خود را ازدواج پسر خانواده مقابل در می آورد و نوعی ارتباط و پیوند نزدیك بین آن ها ایجاد می شد.