تبلیغات
استان خوزستان - استان خوزستان (قوم و فرقه دینی صابئین مندایی)

قوم و فرقه دینی صابئین مندایی خوزستان

صابئین مندایی:

صائبین كه اسامی مختلف این قوم و فرقه ی دینی عبارت از ، صابه البطایح ، ماندایی ، مغتسله، ناصوری و صائبین كه نام قرآنی آن ها است، بنا بر برخی روایات تاریخی پیروان حضرت یحیی (ع) و به قول مسیحیان (یوحنای تعمید دهنده ) بوده اند .

یكی از مشكلات بررسی تاریخی منشاء منداییان ، فقدان اسناد تاریخی به روایتملل مجاور هم چون آشور ، بابل ، ماد، یهود، مصر و از همه مهم تر اقوام ساكن شهر حران است. جز روایات اسطوره ای متون مندایی ، هیچ منع گویا و روشنی كه تاریخ منداییان را ترسیم كند ، در اختیار نیست.

اسناد یهودی و مصری بسیار كم و ضعیف هستند ، از مادها سندی در اختیار نداریم ، در كتیبه های آشوری اشاره ای به منداییان نشده است و از همه تاسف بار تر فقدان اسناد رسمی دولت اشكانی است كه منداییان بیشترین آررامش را در عصر ایشان داشته اند و به احترام اردوان شاه اشكانی از او به نیكی یاد می كنند.

برخی معتقدند بر اثر سخت گیری هایی كه جهت گرایش قوم بنب اسرائیل به دین مسیحیت وارد شد ، عده ای از این قوم كه ابع عیسی (ع) نشدند و فقط حضرت یحیی (ع) را مقتدای خود می دانستند مجبور شدند به همراه شصت هزار خانوار به طرف مصب رود خانه های دجله و فرات مهاجرت كنند و چون مهم ترین اركان دین آن ها تعمید در آب جاری بود در سواحل رود خانه ها ساكن شدند.

بر اساس برخی روایات تاریخی منداییان تا قبل از اخراجشان از اورشلیم – قرن اول میلادی – در یك قوم سامی (بنی اسرائیل ) و شاید در مجاورت با آن ها به سر می بردند كه در تضاد عقیدتی با روحانیون یهودی از اورشلیم اخراج شدندو اولین محل اقامت و استقرار آنها شهر حران بود.

منداییان در متون خود یهودیان را مورد لعنو نفرت قرار داده و تاكید دارند كه خود از نسل آدم و حوا بوده و ادامه دهنده نسل انبیاء هستند و خون هیچ قومی با خون آن ها آمیخته نشده است.

در بررسی تاریخ و زبان شناسی به این نتیجه می رسیم كه اولین منبع تاریخی كه واژه ی تاریخی صائبین به كار گرفته نشده است و قطعاً بعید است. كه قرآن بدون مصداق خارجی ، واژه ی صائبین را سه بار تكرار نماید. بلكه همان گونه كه عرب قبل از اسلام واژه ی یهود را به قوم بنی اسرائیل و واژه ی نصاری را به پیروان عیس(ع) و واژه ی مجوس را به ایرانیان پیرو زردشت اطلاق می كرد، پس برای صائبین نیز یك مصداق معلوم و معین وجودداشته است.

قرآن كریم در سوره از صابئین نام برده است:

1- اِنَّ الَّذین آمَنو وَالَّذینَ هادٌوا وَانَّصاری و الصَابئینَ مَن امَنَ بِاللهِ و الْیَوْمِ اْلاخِرِوَ عَمَلَ صالِحاً فَلَهُمْ اَجْرُهُمْ وَلا خَوْفٌ عَلَیْهُمْ و َلا هُمْ یَحْزَنوُن.

محققاً هر مسلمان و یهودی و نصاری و صابئی كه از روی حقیقت به خدا و روز قیامت ایمان آورده و عمل صالح انجام داد آن ها از جانب پروردگار به اجر و ثواب خواهند رسید و هیچگاه اند وهگین نخواهند شد.

2- اِنَّ الَّذینَ هادوٌ او الصّابِئونَ و النَّصاری مَنْ بِاللهِ و الْیَوْمِ اْلاخِرِوَ عَمِلَ صالِحاً فَلا خَوفٌ عَلَلیهِم ْ یَحْزَنُون.

همانا آن هاییكه به اسلام گرویده اند و گروه یهودیان و صائبین و مسیحیان كه به خدا و روز قیامت ایمان آوردند و نیكو كار شوند هرگز ترسی بر آنان نبوده و اندوهگین نخواهند شد.

3- اِنَّ الَّذینَ آمَنوا وَالَّذین َهادُوا و الصَّابِئینَ وَ المَجُوسَ وَالَّذینَ اَشْرَكوُاِنَّ الله یَفصِلُ یَوْمَ القِیمَه اِنَّ الله كلِّ شیءِ شَهید.

به درستی كسانی كه به خدا ایمان آورده اند و اهل یهود و صائبین و نصاری و مجوس و آنان كه به خدا شرك آوردند، خداوند میان آن ها در روز قیامت جدایی افكنده، هماناخداوند بر احوال همه موجودات عالم آگاه است.

در تفاسیر آیات مذكور ، برخی از مفسرین اسلامی ، صائبین را به ستاره پرست ترجمه كرده اند . اطلاق مفهوم ستارهد پرست به صائبین به تفاسیر مفسرین اولیه قرآن و حكمای اسلامی قرون چهارم تا ششم هجری قمری مربوط می شود.

استناد مفسرین در این زمینه به حادثه گذر مامون خلیفه هفتم عباسی در طی سفر حج از شمال بین النهرین (منطقه حران) است كه با عده ای كه موهای سر آن ها بلند و پر پشت گره زده و بر تن قبایی داشتند ملاقات و در باره ی دین و آیین شان سوال می كند ولی آن ها جواب درستی نتوانستند بدهند . پس مامون گفت اگر اهل كتاب هستند باید تعیین كنند از كدام فرقه نتوانستند بدهند. پس مامون گفت اگر اهل كتاب نیستند باید قبول اسلام و جزای مشرك و كافر بودن یكی را اختیار كنند. به ناچار آن ها اعلام كردند، اهل كتاب و از صائبین مذكور در قرآن هستیم و با این حیله خود را نجات دادند. از این جاست كه ساكنان حران نیز به غلط در كتب اسلامی به صائبین نبوده بلكه دین قدیم یونانی ها را داشته و این دین راحتی بعد انتشار مسیحیت و اسلام حفظ نموده و علوم یونانی را نیز به خوبی حفظ كردند. بنابراین صائبین واقعی همان ماندایی های ساحل شطالعرب بودند.

صائبین امروزی در تمامی متون خود اعم از كتاب های اصلی و یا فرعی – طومار یا دیوان- خود را مندایی ناصورایی معرفی كرده اند.

از واژه صائبین دو معنا مستفاد شده است ، یكی ریزش آب و دیگری میل نمودن از صب با فتح (ص) و تشدید (ب) به معنی ریختن و ریخته شدن آب است . دهخدا بعد از تایید عبری بودن واژه ، صائبین را از ریشه (ص-ب-ع) و به معنای فرو رفتن در آب می داند. با فرض این تعبیر ، معنای مغتسله (تعمید كنندگان) بهترین ترجمه آن است.

بنابراین اگر معنای واژه صائبین – از صب را مغتسله (در آب فرو روندگان ) تلقی نماییم، هیچ گاه مشكللی بر ارتباط دهی بین صائبین قرآن كریم و مغتسله كه منداییان كنونی باقی مانده آن ها هستند به وجود نمی آید. ولی اگر معنای واژه صائبین را – تمایل از راه اصلی به راه دیگر – قلمداد نماییم آن موقع چند حالت مفروض است.

حالت اول این كه صائبین همان گروه معتقدین به متوسط های روحانی هستند كه به تدریج فرقه های ستاره پرستی و بت پرستی از آن منشعب گردید و در سراسر مصر ، هند، یونان و كلده رایج گشت. بر اساس این تحلیل آن ها پیش از آن كه موحد باشند و به مقام توحید ارج نهند برای واسطه های بین خدا و انسان احترام قائلند، اگر این حالت را قبول كنیم تمامی مندرجات متون اسلامی قرون چهارم تا ششم هجری قمری مبتنی بر صائبی بودن تمام تمدن های جهانی را پذیرفته ایم.

طی این تحلیل ،راه انبیاء توسط برخی حكما و علمای فلسفی منحرف گشته و صائبه واژه ای عام برای تفسیری نوین از هستی است كه اعتقادی به متوسطه های جسمانی (انباء) ندارد.

حالت دوم این كه، صائبین گروهی از منداییان خوانده شده اند كه به تدریج از راه اصلی ( راه انبیاء در اعتقاد بهمتوسط های جسمانی شریعت نبوی) منحرف و به آیین های خود ساخته و یا ملتقط با آیین های شرك آمیز روی آورده اند.

دو حالت مذكور مورد انطباق با گفته های قرآن كریم نیست، زیرا آیات قرآن تاكید بر این دارد كه صائبین اهل كتاب بوده و در ردیف یهودیان ، مسیحیان و زرتشتیان قرار دارند.مسلماً نظر شارع مقدس در این یات بر گروه های موحد و مومن به خدا قرار دارد، در غیر این صورت می توانست آن ها را اهل شرك خطاب كند.

بنابراین ، قرآن مجید به صراحت یهود ، نصاری ، مجوس، و صائبین را در یك ردیف و از اهل كتاب و موحد و اهل ایمان معرفی می كند و در هیچ جای دیگر صائبین را به كفر و انحراف معرفی نكرده است. از تحلیل مذكور می توان نتیجه گرفت كه صائبین قرآن دارای خصیصه تعمید در آب هستند.

و اما موضوع بعدی ، ارتباط بین حضرت یحیی (ع) و صائبین است. بر اساس آیات قرآن كریم زكریا در اواخر عمر و در سنین كهولت صاحب فرزندی می شود كه خداوند او را یحیی می نامد و در سنین كودكی به او كتاب می دهد.

یا یحیی خُذ الكتاب بقوه و آتیناهُ الحكم صبیاً.

ای یحیی این كتاب را محكم بگیر و در طفولیت او را حكمت و فرزانگی دادیم.

در آیت قرآن كریم هیچ رابطه ای مشخص بین حضرت یحیی (ع) و صائبین دیده نمی شود. تنها بر حسب آیاتی كه درباره ی شخصیت محبت آمیز و حكیم گونه حضرت یحیی (ع) آمده ، می توانیم اخلاق صائبین مندایی را با اخلاق حضرت یحیی (ع) در یك مدار قرار دهیم.

در هیچ جای دیگر قرآن مجید اشاره ای به نام كتاب حضرت یحیی (ع) و یا پیروان او نمی شود. دیگر آیات قرآن اشعار دارد بر این كه خداوند یحیی(ع)

را بسیار دوست داشته تا آن زمان هیچ پیامبری به این شكل مبعوث نشده و به این نام خوانده نشده است.

صائبین حضرت یحیی (ع) را بزرگ ترین پیامبر می دانند و معتقدند كه او هنوز زنده است و هر چند قابل رویت نیست، ولی در شام سكونت دارد و روزی با ظهور او زمامداری صائبین در جهان آغاز خواهد شد.

در هر حال نتیجه واژه صائبین در قرآن كریم و هم چنین ارتباط حضرت یحیی(ع) و صائبین در قرآن كسانیهستند كه تعمید در آب از اساسی ترین اركان دینیشان به حساب می آید و معنای (میل از راه راست به راه دیگر) نمی تواند معنای حققی فرقه صائبین در قرآن باشد، زیرا در این صورت آن ها را در زمره مشركان قرار می داد. بلكه صائبین در قرآن كریم در ردیف یهود و نصاریو مجوس و اهل كتاب به حساب می آیند و هیچ رابطه مشخصی نیز بین حضرت یحیی (ع) و صائبین در قرآن دیده نمی شود و به جز نوع اخلاق محبت آمیز و شفقت گونه حضرت یحیی (ع) كه بر انگیخته شده بود تا در كمال صلح و دوستی و بدون خشونت پیام خداوند را بلاغ نماید.

تبلیغ برای كسب پیروان جدید در دین مندایی وجود ندارد. مندایی باید از پدر و مادر مندایی متولد شده باشد و دارای ملواشه (اسم دینی) باشد. به همین دلیل پیروان ادیان دیگر نمی توانند وارد دین منداییان بشوند ، زیرا نام دینی ندارد و از پدر و مادر مندایی به دنیا نیامده اند . بدین جهت مناییان در هر مقطع تاریخی در كنار هم زندگی می كنند تا بتوانند با یك دیگر وصلت كنند و دلیل كم جمعیت بودن آن ها هم عدم تبلیغ دین آن ها است.

و اما یكی از مشكلاتی كه امروز در جهت شناخت قوم صابئی وجود دارد ، عدم اطلاع دقیق مردم از اعتقادات این قوم است . اغلب مردم بر خلاف واقعیت موجود فكر می كنند ، صائبین دارای یك اعتقاد توحیدی نیستند ، در صورتی كه آن ها خدای یگانه را مورد پرسش قرار داده و نماز مخصوص

خود را نیز روزانه به جای می آورند.

جمعیت تخمینی صائبین در 25 سال پیش در ایران قریب به 13 هزار نفر بود و اكنون پیش بینی می شود به مرز 25 هزار نفر رسیده باشد كه در شهرهای اهواز ، خرمشهر و برخی نیز در كشورهای اروپایی زندگیمی كنند.

صائبین مردمی آرام، خویشتن دار و صلح جو هستند. احساس ایرانی بودن در آن ها بسیار شدید است و هرگز در ایران زمین احساس غربت نمی كنند.

زندگی درونی خانواده های مندایی بسیار ساده و دور از تشریفات است. آن ها دارای شغل هایی زرگری ، نقره كاری، صنعتگری ، پزشكی ،... هستند. جوانان این قوم از هوش قابل توجهی بر خودار و معمولاً در دانشگاههای ایران یا خارج از كشور در رشته های پزشكی و مهندسی مشول به تحصیل بوده و به موقعیت چشم گیری نایل شده اند.

صائبین مندایی در ایران به علت نزدیكی با اعراب ایرانی ، برخی از خصوصیات فرهنگی آن ها را كسب كرده و معمولاً با قبایل مختلف عرب پیوند قبیله ای منعقد كرده اند.

آداب و رسوم و برخی اعتقادات مذهبی صائبین:

غسل تعمید:

غسل تعمید برجسته ترین و اصلی ترین آیین منداییان است. غسل تعمید به دو صورت انجام می شود. 1- تعمید رسمی یا مصوتا كه طی آن روحانیون عالی مقام با خواندن بوثه (آیه) های مختلف به تلقین شونده می پردازند. 2- طماشه( tamasheh) غسل معمولی است و هر كس با فرو رفتن در آب و یا قرار گرفتن در زیر دوش آب می تواند نجوا را انجام دهد.

غسل رسمی منداییان در روز یك شنبه انجام می شود و حتماً باید توسط روحانی مندایی صورت پذیرد. روحانی مندایی در آغاز صبح روز یك شنبه برای پاك سازی محیط تعمید و كنار زدن دیوها و موجودات شریر و حضور فرشتگان نورانی در كنار رودخانه به نجوا و نیایش می پردازد.

در طول انجام غسل كه دارای مراحل متعددی است، روحانی به ذكر دعاهای مختلف می پردازد و در پایان ، روحانی عالی مقام (گنجور) به ذكر دعای زیر پرداخته و تعمید شونده باید به آن گوش دهد.

دعا كن ،ستایش كن، پابر جاو جاویدان بدان وقار بزرگ (خداوند) را كه از خودش منبعث گردیده. ای خداوند تو بزرگ ترین وجود هستی. به نام خداوند، من برای خداوند ازلی تعظیم می كنم . برای صاحب عرفان حیات، برای چهره بزرگ و متعادل و با وقار كه از خودش به وجود آمد، ستایش كرده و درود می فرستیم.

نماز:

براخه(barakheh) به معنی نماز، در آیین مندایی در روز سه بار انجام می شود. صبح در هنگام طلوع آفتاب ، ظهر و غروب آفتاب . نماز منداییان ركوع و سجود ندارد، ولی گاه گاهی كه نام خداوند (حیی) و یا برخی فرشتگان بزرگ آورده می شود كمی به سمت جلو خم می شوند و ادای احترام می كنند. جهت ایستادن نماز گزار به سمت ستاره ی قطبی (شمال جغرافیایی) است. قبله ی شمالی موجب این توهم گردیده كه برخی تصور كنند منداییان ستاره پرست هستند، در حالی كه این گونه نیست بلكه آن ها شمال جغرافیایی را مركز عرش كبریایی و عالم انوار (بهشت برین) می دانند. آیات نماز در هر وقت متفاوت و حكایت از سر سپردگی نماز گزار به پیشگاه خداوند است.

اعلام بندگی و شهادت بر وجود خداوند یكتا و به شهادت گرفتن فرشته ها مضمون اصلی آیات نماز است. سلام بر فرشته ها از جمله مضامین طولانی نمازهای سه گانه منداییان است و هیچ گاه از ستارگان ، ماه و خورشید ستایش صورت نمی پذیرد.

آیات نماز بر توحید منداییان دلالت ارد و یكی ار بوثه های معروف كه در نماز های سه گانه تكرار می شود. بوثه توحید است. قسمتی از بوثه توحید در زیر می آید.

(به نام خداوند بزرگ)

ستایش باد پروردگار را با قلبی پاك:

حیی (خداوند) وجود دارد ، پروردگار وجود دارد.

منداادحیی عرفان خداوند وجود دارد.

در قسمتی از نماز صبح نیز خوانده می شود.

به نام خداوند بزرگ

فرد نیكوكار و با ایمان وقتی كارهایش خدا پسندانه باشد و بانش به نیكی ها و حقایق باز شود به بهشت صعود می كند.

به نام خداوند بزرگ

خداوندی كه كسی در به وجود آمدنش دخالتی نداشته را ستایش می كنیم.

به نام خداوند بزرگ

خدایی كه بر عالم نورانی و بالایی و همه دنیاها مسلط است.

درود و سلام بر تو كه طرفدار حقیقت و پاسخ و پرسش هستی و هدایت كننده ی قلوب می باشی . گناهانم را ببخش .

نماز های شبانه در دین منداییان وجود ندارد . فقط دو دعای شب و قبل از سحر در آیین منداییان وجود دارد كه عمل به آن اجباری نیست. منداییان برای نماز وضوی واجب می گیرند كه دارای آداب دقیقی است.

روزه:

منداییان در طول سال 36 روز روزه می گیرند كه این ایام به صورت پراكنده در ماههای سال اجرا می شود. در آیین منداییان روزه ی سنگین و خفیف رایج است. روزه نگین عبارت است از خود داری از خوردن گوشت ، ماهی و تخم مرغ و روزه ی خفیف عبارت است از انجام ندادن مراسم تعمید و ذبح نكردن قربانی.

اعیاد:

تعداد روزهای سال منداییان 360 روز است و هم چون گاه شماری باستانی ایرانیان پنج روز را به عنوان ایام پنجه خوانده و جزء روزهای مبارك و باشگون تلقی می شود . ایام پنجه از سی ام اسفند و چهارم فروردین خاتمه می یابد.

دهوا ربا(عید بزرگ) Dahva Raba

دهوا ربا روز اول ماه دولا (دوم مرداد) عید بزرگ اصلی منداییان است . ماه دول (مرداد) اولین ماه سال نو بوده و عموماً با ماه مرداد در گاه شماری شمسی برابر است.

منداییان از ساعاتی قبل از شروع سال نو از عصر آخرین روز سال اقدام به پاك سازی خانه تكانی كرده به نظافت شخصی سپس غسل تعمید می پردازند از عصر آخرین روز سال تا 36 ساعت بعد یعنی تا صبح روز دوم ماه دولا از منزل خارج نمی شوند از بح روز دوم دیدو بازدید ها شروع تا روز ششم ادامه می یابد.

این كه چرا منداییان طی 36 ساعت آغازین سال نو خارج نمی شوند . دلایلی هم چون خانه تكانی دعا برای آمرزش ، ریاضت زاهدانه ،.... مطرح می شود.

آغاز سال جدید برای منداییان همواره همراه با اضطراب است. اضطراب به خاطر این كه موجودات آسمانی چگونه این تحویل را رقم می زنند و آینده را چگونه تقدیر می كنند.به اعتقاد آن ها سكوت و عدم تحرك 36 ساعته آنان راه را برای غلبه موجودات نورانی بر ظلمت همواره ی كند.

پروانایا(عید پنجه): parvanaya

پروانایا یا عید پجه از پایان ماه سنبله (اسفند) تا شروع ماه قینا (فروردین) ادامه دارد. روزهای پنجه جزء هیچ یك از ماههای دوازده گانه مندای نیست.

سال منداییان 360 روز – هر ماه 30 روز است این پنج روز در حد فاصل ماه سنبله قینا قرار دارد. در این پنج روز منداییان به جشن و سرور و غسل تعمید می پردازند. از نظر آن ها شب های این پنج روز مانند روز است مراسم تعمید را می توان در شب نیز اجرا نمود. آن ها اعتقاد دارند این پنج شبانه روز سراسر نورانی و با بركت است و هر دعای خالصی استجابت می شود.

عید میلاد حضرت یحیی(ع) :

اول ماه هطلیا(سوم خرداد) روز میلاد حضرت یحیی (ع) است. در این روز غسل تعمید انجام می شود نام گذاری كودكان نیز انجام می پذیرد. اما روز دوم ماه هلطیا (چهارم خرداد) برای منداییان روز نگران كننده ای است . زیرا به اعتقادمنداییان در این روز ماموران امپراطوری روم در اورشلیم خانه به خانه به دنبال كودكی بودند كه نشانه های پیامبری داشت و به همین خاطر صدها كودك اورشلیمی را به قتل رساندند. در این روز منداییان روزه می گیرند.